السيد الطباطبائي
156
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
چون آن منافق ، علم غيب پيامبر ( ص ) را به سخره گرفت ، لازم شد كه از علم غيب استفاده كند . علم غيب براى تشريع احكام و حفاظت از اشتباه و گناه ( عصمت ) و تامين شرايط نبوت و امامت است ، نه براى زندگى روز مرّه . اساساً با علم غيب نمى توان زندگى كرد . و حتى نمى توان با علم غيب از دنيا رفت . اين جاست كه پاسخ پرسش هائى از قبيل : چرا على ( ع ) كه مى دانست ابن ملجم او را خواهد كشت ، از اقدام او جلو گيرى نكرد ؟ چرا امام حسن ( ع ) از آن آب مسموم خورد ؟ اين مسائل را در ديگر نوشته ها آورده ام و در اين جا تكرار نمى كنم « 1 » . بعضى ها روحيه روشن فكرى شان تهييج مىشود و پذيرش علم غيب ائمّه ( ع ) براى شان سخت مشكل مىشود . در عين حال علم غيب كاهنانى مانند نوستر آداموس ، كاهنان سرخپوست ، هندى و بودائى را به راحتى مى پذيرند . در چند سال اخير بازار كاهن پرستى در خود شهر مقدس قم به حدّى داغ شده بود كه كاهنان را اولياء الله مى ناميدند ، چه بت هائى كه نساخته بودند ؛ فلانى از غيب خبر مىدهد ، آن يكى انسان ها را در شكل خوك و خرس مى بيند ، و . . . . به كهانت ، عنوان « عرفان » و به كاهن ها عنوان « عارف » داده بودند . بحمدالله با كمك برخى از دوستان توانستيم از امواج شُوم و دين برانداز اين كاهن پرستى بكاهيم . كهانت در اسلام گناه كبيره و كاهن كافر است ؛ اخبار از غيب كاهنانه با اخبار از غيب انبياء الهى و ائمّه طاهرين ، هم از نظر ماهيت و هم از نظر ابزار و طريق فرق دارد . كه در مقاله « معجزه ، كرامت ، كهانت » شرح داده ام « 2 » .
--> ( 1 ) - دربار تعدد روح ها در انسان ، رجوع كنيد : كافى ، « كتاب الحجّه » باب « فيه ذكر ارواح الّتى فى الائمّه عليهم السلام » و باب « الرّوح الّتى يسدّد الله بها الائمّة عليهم السّلام » . - بحار ، ج 58 ص 43 ، ح 19 . ( 2 ) - سايت بينش نو ، بخش مقالات .